تبليغاتX
حسام الدین بهرامی
حسام الدين بهرامي
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 13:17  توسط حسام | 
حسام ؟...

روز اول خيلي اتفاقي ديدمت...

روز دوم الکي الکي چشمهام به چشمت افتاد...

هفته بعد دزدکي بهت نگاه کردم...

ماه بعد شانسي به دلم نشستي و حالا سالهاست

يواشکي دوست دارم....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 9:22  توسط حسام | 

اي كاش انفجار

فرجام اگر چه تلخ

ما مؤمنان ساحت نوميدي؛

نوميد و بي شهامت؛

حتي شهامتي نه،

- كه نوشيم شوكران؛

در برزخ زمين،

آونگ لحظه هاي زمانيم .

 

اينجا كه مرز، مرز گزينش بود؛

آيا كسي،

فرمان انهدام مرا

- مي خواند ؟!

 

فرياد مي زنم،

- نه صدايي

بر من نه پاسخي، نه پيامي .

ترديد بود و،

- من

- اين تلخوش شرنگ شماتت را -

قطره

قطره

باري به جام كردم و نوشيدم

 

ديدم كه مي جوند

ديوار اعتماد مراموريانه ها .

 

اينك من آن عمارت از پاي بست ويرانم .

آيا دوباره باز نخواهي گشت ؟

نمي دانم !

 

حسام ...

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 8:46  توسط حسام | 

چه انتظار عظيمي نشسته در دل ما

هميشه منتظريم و كسي نمي آيد

 

صفا گمشده آيا

بر اين زمين تهي مانده باز مي گردد ؟

 

اگر زمانه به اين گونه

- پيشرفت اين است

بي ترديد

حصار كاغذي ذهن را ز هم نشكافت

و خواهش من و تو

نيم گامي از تب تن نيز

دورتر نگذشت

كه در حصار تمناي تن فرو مانديم

و در كوير نفس سوز« من » فرو مانديم

نه از حصار تن خويشتن برون گامي

نه بر گسستن اين پاي بندها، دستي

***

هميشه مي گفتم:

« من و سكوت؟

محال است

« سكوت، عين زوال است

« سكوت،

- يعني مرگ !

***

سكوت،

نفس رضايت

سكوت،

عين قبول است

سكوت،

- كه در زمينه اشراق اتصال به حق -

دراين زمانه نزول است .

سكوت،

يعني مرگ .

***

كجاي اي انسان ؟

عصاره عصيان

چگونه مسخ شدي

با سكوت خو كردي

تو اي فريده هر آفريده

- بر تو چه رفت ؟

كز آفريده خود

از خداي بي همتا

به لابه مرگ مفاجاة آرزو كردي ؟

 

حسام الدین بهرامی

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 8:43  توسط حسام | 
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 11:14  توسط حسام | 
می دونی قشنگی راه رفتن زیر بارون چیه؟

اینه که هیچ کس نمی تونه اشکتو ببینه....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 10:59  توسط حسام | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 12:26  توسط حسام | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 12:20  توسط حسام | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 12:13  توسط حسام | 

میوه ممنوعه ؟ ....
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 10:37  توسط حسام |